![]() |
![]() |
|
| ناله را هر چند می خواهم که پنهانی کنم .... سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن |
سلااااااااااااااااام خوبین ؟ اگه گفتین فردا چه روزیه ؟؟؟؟؟؟؟
۱۳ تیر یک روز تاریخی ....!!!!!!!می دونین چرا ؟شما تا حالا کی و دیدن روز تولدش کنکور داشته باشه آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تولد تولد تولدم مبارک .. مبارک مبارک ... تولدم مبارک بیام شمعا رو فوت کنم ۱۰۰۰ سال زنده باشم ! زیاده نه ؟ نه خدا جون همون عمر مفید کافیه ۱۰۰۰ سال خیلی زیاده !!!!!!!
اااااااااااااااااااااااااا خب حالا چی لازم داریم ؟ آها کیک!بفرمایین نوش جون
آخی ببخشین دیگه کیک مجازی همین خواص و داره دیگه دهنو آب میندازه ولی از خودش خبری نیست!
فکر کردین من افتخار میدم باهاتون عکس بگیرم ؟ به همین خیال باشین من اینجام !ایناها این پایین! چه خوشگلم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
می دونی امروز که روز تولدته وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟ جایی میری که مردمی داره که می شکننت ، نکنه غصه بخوری . من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی ، تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری . قلب میدم که همراهیت کنه و مرگ میدم که بدونی بر میگردی پیشم . خدا جونم گفتی تنها نیستم قبول کردم که با حضورت تو قلبم بیام تو این دنیا .گفتی داری میری یه جایی که مردمش دلمو می شکنن نه ؟ مگه نگفتی تنهام نمی ذاری ؟ پس حالا که دلم تیکه تیکه و داغونه چرا تنهام گذاشتی ؟ مگه نگفتی نترسم ؟ نترسیدم و راه افتادم اما حالا به جایی رسیدم که هیچی از اونجا معلوم نیست نه عرش تو نه قعر این دنیا ... قلب دادی بهم .. آخه واسه چی ؟ تو این دنیایی که مردمش معنی عشقو نمی فهمن عشق و یه قلب داغون به چه درد من می خورد ؟ آره یه قلب دادی بهم که از بس توشو پر از عشق کردی دیگه جایی واسه تپیدن خودش نمونده ! تازه فهمیدم وقتی تاتی بهم می گفت روز تولدم دلم می گیره یعنی چی ؟ تازه فهمیدم وقتی مامان منو به جای بابا می بوسه و هدیه مو میده یعنی چی ؟ بابایی اگه بدونی چقدر جات خالیه ... کاش هنوز بودی ... خدایا فقط یه دلخوشی واسه م مونده اونم برگشتن پیش توا ... تنهام نذارم خدا جون
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط آفتاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره آفتاب |
سلام . من عاطفه هستم 18 سالمه از شمال. عاشق ادبیات و شعرم واسه همین این وبلاگو ساختم تا شعرا و متن هایی که دوستشون دارم و توش یادگاری بذارم واسه تموم اونایی که معنی عشق و می فهمن . امیدوارم از مطالب این وبلاگ راضی باشین .
بر تو چون ساحل آغوش گشودم در دلم بود که دلدار تو باشم وای بر من که ندانستم از اول روزی آید که دل آزار تو باشم دو قلب عشقی را به سنگینی همه ی عالم به بلندی همه ی آسمان ها به کشش همه ی کهکشان ها و به گرمی و روشنی همه ی آفتاب ها در خود می کشند . چه سخت ! چه لذت بخش ! چه بی تاب ! در خیال نمی گنجد ! من آبادی نمی خواهم خرابم کن خرابم کن بسوزان شعله ام کن در دهان شعله آبم کن خوشا آن شب که با آهم بسوزم هستی خود را خدایا تا گریزم زین تن خاکی شهابم کن آفتاب من نه در مشرق است نه در مغرب . در مشرق نیست زیرا سال هاست که از طلوعش گذشته است . از افق دور شده است . به اوج آسمان آمده است . در مغرب نیز نیست . او اهل غروب نیست . او خورشید بی غروب من است ....... من از دست تو بردم شکایت پیش مهتاب که از گلدون چشمام چقدر چیدی گل خواب من از دست تو بردم شکایت پیش خورشید که عشقت در وجودم چقدر سوزنده تابید ... |
| پیوندهای روزانه |
|
درد این خانه ی متروک تفلدش مبارک همواره تویی... و عشق ... از مشرق خیال باز هم لیلی و ... یه خاطره ... تا روشنی های بلند آسمانی ستاره ی کور مهتابی ترین سکوت آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 تیر 1388 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
منبع کد اهنگ مینوس
|
RSS
|